جبهه شمالی دماوند شهریور 88

چهار شنبه ساعت چهار عصر راهی کهرود شدیم. در کهرود پس از سه ساعت توقف یکی دیگر از دوستان به ما ملحق شد. با یک دستگاه وانت خود را به خانه کوهنورد روستای ناندل رساندیم و شب را در آنجا ماندیم . صبح زود به وسیله همان وانت خود را به سنگ علامت(ابتدای مسیر صعود از جبهه شمالی) رساندیم ساعت 7 صبح صعود آغاز شد. در دشتی سرد ولی سرسبز به سوی قله حرکت کردیم. تیم چهار نفره ما ساعت ده و سی دقیقه به پناهگاه چهار هزار رسید. جبهه شمالی دوردست ترین جبهه برای صعود و در این فصل کاملا" خلوت است. بنابراین یک پیشامد خوش می توانست دیدن گروهی دیگر از کوهنوردان باشد و از آن خوشتر دیدن همنوردان قدیمی . فرهاد سید و سه نفر دیگر از دوستان قدیم هم در پناهگاه بودند. ساعتی استراحت نمودیم و عازم پناهگاه پنج هزار شدیم. در تمام طول مسیر باد تند و سهمناک مانع حرکتمان بود و در چند مورد باد ما را کاملا" از زمین جدا کرد. وقتی به پناهگاه رسیدیم هوا خیلی سرد بود و وزش بی وقفه باد آزارمان می داد.  لذا سریع کیسه خوابها را باز کرده و استراحت نمودیم. در تمام طول بعد از ظهر پنجشنبه و شب جمعه وزش باد ادامه داشت و این می توانست شرایط صعود را سختتر یا حتی آن را منتفی کند . اعتراف می کنم که سخت عصبی شده بودم و زوزه باد یک لحظه اجازه خوابیدن به من نداد. لذا صبح خیلی خوبی را شروع نکردم. اما کم شدن سرعت باد و قطع شدن آن با طلوع آفتاب کمی امیدوارم کرده بود. کم کم اوضاع بهتر شد و ما امیدوارتر. عبور  از مسیر کنار یخچال سخت بود و رفتن روی یخچال بدون کرامپون و تبر ‌یخ ممکن نبود لذا ما از دیوار صخره ای سمت چپ خود را بالا کشیده و وارد مسیر صعود شدیم از این جا به بعد مدام با سنگهای ریزشی روبرو بودیم، ولی با مشکل اساسی روبرو نشدیم. ساعت یازده ظهر تیم نه نفره ما بر فراز قله دماوند بود و پس از نیم ساعت عازم بارگاه سوم واقع در جبهه جنوبی شدیم و پس از صرف ناهار در بارگاه سوم خود را به گوسفند سرا رسانده و از آنجا عازم تهران شدیم.

/ 0 نظر / 10 بازدید